تبلیغات
وبلاگی در مورد مجله ی طنز بچه ها... گل اقا - داستان
داستان

سلام دوستان یه مشکلی پیش امده بود که نشد وبلاگ رو مرتب به روز کنم.معذرت می خوام و سعی می کم دیگه مرتب به روز بشه البته این هفته دارم می رم سفر ولی بعدش خوب پیش می رم دیگه. آخه طرحهای جالبی دارم برای وبلاگ.
امروز هم یک داستان براتون می گذارم امیدوارم خوشتون بیاد.
قورباغه در کلاس:

قورباغه توی کلاس ورجه وورجه می کرد.آقای افتخاری گفت قاسم ! این قورباغه رو از کلاس بنداز بیرون.

قاسم گفت: آقا اجازه ما از قورباغه می ترسیم.

اقای افتخاری گفت:ساسان تو این قورباغه رو از کلاس بنداز بیرون.

ساسان گفت :آقا اجازه ما هم می ترسیم.

آقای افتخاری گفت:بچه ها چه کسی از قورباغه نمی ترسد؟

من گفتم: آقا اجازه ما نمی ترسیم.

آقای افتخاری گفت:کیف و کتابت را بردار و زود از کلاس برو بیرون.

گمان می کنم که محمود مرا لو داده باشد,وگرنه آقای افتخاری از کجا می دانست که قورباغه را من به کلاس آورده ام؟!

منبع: کی بود رفت زیر میز (منوچهر احترامی)

2 نوشته شده توسط نیلوفر در چهارشنبه 10 مرداد 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ  نظرات